• ارتباط با من
  • آلبوم عكس
  • مصاحبه ها
  • فعاليت هاي علمي
  • سوابق كاري
  • زندگينامه
  • صفحه اصلي

... ای حبیبم، لایق صد مرده ای

 

ای کریمان بهرتان مهمان رسید

مردی از آن پهنه سیستان رسید

ای حبیب الله دهمرده بیا

ای کنون کردی نوا، زنده، بیا

در دل و جان کریمان زنده ای

هم تو استاندار کرمان مانده ای

گفتمانت شور و غوغا می کند

عقده های خفته را، وا می کند

همرهانت را به همپا می بری

از توکل دل به دریا می زنی

هم در این دنیا و عقبی جای توست

جای رد پای شیران پای توست

پرتوی رویت مرا رویانده است

شعله عشقت مرا سوزانده است

همچو نور از غیب، اختر آمدی

هم به همیاری رهبر آمدی

کاخ شاهان از ستم ویرانه شد

جلوه مولا در این کاشانه شد

همچو کوهی از درون داری تو حال

هم تو اجماع از صفات حق تعال

وز کهن ترسیم آرش می کشی

غفلت شاهان به آتش می کشی

پهنه گیتی زنعمت، ناز ناز

قبله عالم به رویت، باز باز

در عمل عامل به حکمت بوده ای

در سخن حامی عفت بوده ای

شب به هنگام از سر گفتار خویش

می نگاری چرتکه بر رفتار خویش

بی حیا آن را به عفت می کشی

دشمن حق را به خفت می کشی

پرده بر می داری از ظلم و ستم

ذکر حق هم در سجودت دم به دم

صدق و پاکی شاخص گفتار توست

هم عدالت در خور رفتار توست

در صفاتت چون علی شیرازه ای

همچو نوری، در دلی، رخساره ای

گرچه در اذهانمان دهمرده ای

ای حبیبم، لایق صد مرده  ای

عاشقان از سوز تو سرزنده اند

وزفراغت، در عیان، پر کنده اند

رمز پیروزی تو صدق و صفاست

هم به نیکی هر چه گوئیمت رواست

هم خدا خود، پرده برداری کند

دشمنت آخر به خود زاری کند

مطلع نور خدا برما رسید

دیدن رویت چه خوش برما رسید

 

شعر: جناب آقای حمید رضا خیامیان

 

منبع: روزنامه های ندای وحدت – کرمان امروز

Poem